تأملي بر دلايل و راهبردهاي بزرگداشت دفاع مقدس

باسمه تعالی

نبرد نابرابر ـ قسمت سوم

تأملي بر دلايل و راهبردهاي بزرگداشت دفاع مقدس:

گراميداشت مقام ، ياد ، خاطره و اقدامات درخشان گذشتگان ريشه در فطرت بشري دارد .  طبع آدمي چنين اقتضا مي كند كه قدردان ولي نعمتان خود باشد و خادمين به خود را گرامي بدارد . اين تمناي فطري ، وقتي با توصيه و تأكيدات ديني و عِرق ملي همراه مي گردد  از منطق و معنايي مضاعف برخوردار مي شود . ضرورت گراميداشت حماسه هشت سال دفاع مقدس و قهرمانان آن از چنين جايگاهي برخوردار است لذا در خور توجه از نوع خاصي است . توجه و بزرگداشت اين قطعه بزرگ ، بواقع يادآوري مكرر و همه ساله برهه اي است كه در آن غيرت ديني و همّت ملي معجزه آفرين شده است . اين برهه مهم  ،  منبع قابل توجهي است كه  با اتكاء و تأكيد بر آن مي توان نسل جديدو نسلهاي آتي را به توانايي ها – داشته ها و قدرت خود آگاه ساخت تا با يادآوري آن احساس قدرت و غرور نمايند . يادآوري خاطره هشت سال دفاع مقدس ، فرصتي براي مسؤولين نيز مي باشد تا بواسطه آن به درس گرفتن ازتجارب گذشته بپردازندوبراي مواجهة فعال با دشوارترين شرايط وگزينه ها آماده باشند . براي تحقق اين اهداف ، بايد ضرورتها و شرايط متعددي را در امر نحوه بزرگداشت اين ايام مدنظر قرار داد :

الف-در برنامه هاي بزرگداشت دفاع مقدس بايد تفاوتهاي دفاع مقدس ملت ايران با ساير جنگهاي مطرح و جاري در جهان تبيين و تشريح گردد . ميان دفاع مقدسي كه ملت ايران شكل دادند با جنگهايي كه در طول تاريخ رخ داده به لحاظ ماهيت ، هدف ، زمينه ها و دلايل شكل گيري ، نتايج حاصل از آن ، شرايط پيراموني حاكم بر آن و …. تفاوتهاي اساسي وجود دارد . مبلغين ، نويسندگان و رسانه ها تبيين اين تفاوتها را بايد در دستور كار جدي خود قرار دهند . تا از قبل آن معنا و مفهوم « مقدس بودن » اين دفاع مشخص گردد  تا نسلهاي آتي نيز برداشتي مشابه و نزديك  با برداشت نسل كنوني از آن مقطع مهم بدست آورند .
 ب- تشريح شرايط نابرابر حاكم بر محيط جنگ يكي ديگر از ضرورتهاي مهم در امر تبيين و تبليغ هشت سال دفاع مقدس است . در چنين صورتي است كه نسل آينده و نسلهاي پس از آن به معناي نبرد « تن با تانك » پي برده و مظلوميت فرزندان رزمنده اين ملت مشخص خواهد شد . تبيين اين شرايط نابرابر لازم است تا اذهان به بزرگي و شكوه حماسه و رشادت رزمندگان اين مرز و بوم پي برد و قدردان دستهاي خالي از امكانات اما مشحون از غيرت و همّت باشد .

پ– به گواهي همه كارشناسان و صاحب نظران امور نظامي ، مقاومت ملت ايران در برابر اجماع تسليحاتي اطلاعاتي – تبليغاتي كه در طول جنگ تحميلي عليه كشورمان بوجود آمد را نمي توان با فرمولهاي عادي و مادي متداول توجيه نمود . اين يك باور عمومي است كه اين مقاومت پيروز را متكي بر يك نيروي فراطبيعي دانسته و دست قدرتمندي را صحنه گردان اين حماسه بزرگ مي داند . قدرتي كه آسماني بوده از آستين روح خدا بيرون آمد و در قلب و دل و دست پر از ايمان و معنويت فرزندانش جاي گرفت . اين اتكاء مقاومت ملت ايران به ايمان و معنويت و تأثير عنصر ولايتمداري در به نتيجه رسيدن اين مقاومت ، ضرورت ديگري است كه بايد در تبيين و تبليغ تاريخي دفاع مقدس آن را مدنظر و عمل قرار داد .

ت : تبيين بركات دفاع مقدس و تأثير آن در تقويت و تحكيم وحدت ملي يكي از ضرورتهاي ديگري است كه لازم است در امر بزرگداشت اين ايام مورد توجه قرار گيرد . در چنين صورتي است كه « فرصت بودن » دفاع مقدس براي ملت و تاريخ كشورمان براي نسلهاي آينده روشن خواهد شد وتجارب ناشي از آن محل رجوع و بهره برداري خواهد گرديد .

ث : در امر تبليغ چهره هاي شاخص دفاع مقدس و نقش آفرينان در آن ، نبايد به اغراق روي آورد و غير قابل دسترس توصيف نمودن قهرمانان دفاع مقدس موجب خواهد شد تا نوجوانان و جوانان و نسلهاي آينده ميان خود و قهرمانان آن برهة شكوهمند فاصله اي عميق احساس كنند و  رسيدن به نقطه اي كه آنان بدانجا رسيدند را غيرممكن تصور نمايند . با پرهيز از هرگونه اغراق در امر تبليغات دفاع مقدس و كوچك و ناتوان جلوه دادن دشمن ( به لحاظ توانايي ها و امكانات ) بايد واقعيات را تبيين و تشريح نمود تا نسل آينده دريابد شهيدان بابایی ،شیرودی، خرازی، بصیر، جهان آرا ، همت ، باكري ، صياد شيرازي و فهميده هاي دفاع مقدس افرادي از ميان همين ملت بودند نه افرادي فرا  زميني . اين امر موجب خواهد شد تا جامعه همچنان « شهيدپرور » باقي بماند و همه خود را « فرزند شهادت » بدانند .

ياد و خاطره حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس گرامي باد

 شیخ صفر قاسمی ـ رزمنده ای کوچک از هشت سال دفاع مقدس ـ 29/6/1390

پيامدهاي جنگ عراق عليه ايران

باسمه تعالی

نبرد نابرابر ـ قسمت دوم

پيامدهاي جنگ عراق عليه ايران : 

جنگ اگرچه واقعه اي تلخ است ، اما چنانچه با انگيزه اي مقدس ، از موضع حق ، با هدف عدالت صورت پذيرد ، مي تواند دربردارندة نقاط و بركات مثبت باشد و اين اتفاقي بود كه در طول هشت سال دفاع مقدس ملت ايران رخ داد .

1- شناخت مرد از نامرد :

به تعبيرشهيدعارف دكتر مصطفي چمران«درجنگ  مرزميان مردونامردتميز داده مي شود». عاليترين ثمره دفاع هشت ساله ملت ايران آن بود كه مرز ميان فدائيان و مناديان حقيقي اسلام، عدالت ، آزادگي و استقلال با مدعيان را متمايز كرد . از دل وقايع تكرار ناشدني دفاع مقدس هشت ساله بود كه « ايمان ، عمل و علم » مدعيان در محك آزمون و تجربه قرار گرفتند و سربازان راستين ، جسور و صبور امام زمان (عج) مجال آن را يافتند تا در مسير رستگاري ، خود را به كمال موعود برسانند . ياد و خاطره شهيدان و فرماندهاني كه در اثنا اين حماسه بزرگ متولد شده ، پرورش يافته و به كمال رسيدند هرگز از ذهن تاريخ پاك نخواهد شد. شهيداني چون محمد جهان آرا، حاج بصير ، اسلامي ، شيرودي ، كشوري و … كه با عمل ايماني خود ثابت كردند آنچه در جبهه مي جنگد تعهد است .

2- بروز استعدادهاي نهفته جوانان :

در جنگ تحميلي بود كه مجالي عيني و جدي براي ظهور و بروز استعدادهاي جوانان ايراني فراهم آمد . نفس گرم امام ، جنگ  را از « مسأله  » به « فرصتي براي ظهور و بروز فكر ، ذوق و ابتكار جوانان ايران » تبديل ساخت ، به نحوي كه توانستند در شديدترين شرايط تحريم اقتصادي ، تسليحاتي و تداركاتي در برابر ماشين نظامي دشمن تا بن دندان مسلح ، مقاومتي پيروزمندانه به نمايش بگذارند . بواسطه اين نعمت بود كه ماشين دفاعي ايران بومي شد و متكي بر امكانات و توانايي هاي داخلي گشت . توانايي كه پس از پايان جنگ تحميلي در عرصه سازندگي نيز بكار گرفته شد و در ارتقاي توان دفاعي و بازدارندگي كشورمان به ايفاي نقش ويژه پرداخت . دستیابی به انواع تسلیحات پیشرفته نظامی و مجهز شدن به دانش هسته اي تداوم همان روندي است كه استقلال همه جانبه را سرلوحه شعار و عمل خود قرار داده است .

3- گشودن راه سوم در برابر ملتهاي تحت ستم :

مقاومت پيروزمندانه ملت ايران در طول هشت سال دفاع مقدس ، راه سومي را در برابر ملتهاي تحت ستم گشود ، راهي كه نه به زير سلطه غرب رفتن مي انجاميد و نه تحت الحمايه قدرت مشرق بودن را موجب مي شد . اين راهي بود كه زندگي با عزت و مرگ شرافتمندانه را پيش روي ملتها قرار مي داد . گشايش اين راه نوين استقبال ملتهايي را بدنبال داشت كه به تعبير مولاي آزادگان ، مرگ با عزت را به زندگي در ذلت ترجيح مي دادند . الهام از اين مشي ملت ايران بود كه به تعبير امام راحل آزادي افغانستان را بدنبال داشت و در آينده اي محتوم ، فتح فلسطين را نتيجه خواهد داد . راهي را كه مقاومت ملت ايران پيش روي ملت هاي جهان قرار داد ، داراي شاخصه هاي خاص خود بود . خدا ترسي ، آلوده نشدن در چرب و شيرين دنيا ، دل سپردن به امر ولي ، مغرور نشدن به پيروزيهاي بدست آمده و نترسيدن از مرگ از جمله اين ويژگيهاست كه اثر بخش بودنش در پيشبرد اهداف فطري بشري مبني بر ايستادگي در برابر زور مداران را به اثبات عملي رساند .

4- اثبات ناكارآمدي سازمانهاي استكبار ساخته در دفاع از حقوق مستضعفين :

تجربه دفاع مقدس مردم مظلوم ايران در عاليترين و عيني ترين شكل خود ، ناكارآمدي مجامع و سازمانهاي استكبار ساخته را در دفاع از حقوق مستضعفين جهان به اثبات رساند و مزورانه بودن ژستهاي بشر دوستي غرب و شرق را نشان داد. تجربه هشت سال دفاع مقدس ، ملت ايران و ملتهاي دنيا را متوجه اين واقعيت ساخت كه جهت تأمين و تحقق حقوق خود ، چشم از قدرتهاي خون آشام برگرفته آن را متوجه توانايي هاي بومي خود نمايند .

از سويي دفاع مردم ايران در طول جنگ تحميلي ، حقانيت حركت آنان را نشان داد و اينك اهداف و شعارهايشان ، هيچ مرز مشتركي با مطامع و اهداف قدرتهاي استكباري ندارد .

شناخت دوست از دشمن ، شناخت نقاط ضعف ، قدرت و كمبودهاي دفاعي كشور ، پرورش جوانان خداجو و شهادت طلب و بيمه شدن آينده انقلاب از جمله بركات و ثمراتي بود كه از دل اين نعمت بزرگ به ملت ايران ارزاني گشت .

شیخ صفر قاسمی ـ رزمنده ای کوچک از هشت سال دفاع مقدس ـ 29/6/1390

 

نگاهی گذرا به تاریخ ونحوه آغاز چنگ تحمیلی

باسمه تعالی

نبرد نابرابر ـ قسمت اول

نگاهی گذرا به تاریخ ونحوه آغاز چنگ تحمیلی:

خاطره سي و يكم شهريور ماه 1359 از خاطر هيچ ايراني پاك نخواهد شد . فصل در حال تحويل و تحول بود . كودكان و نوجوانان خود را براي آغاز سال تحصيلي آماده مي كردند. همه چيز حكايت از يك آغاز خوب داشت كه ناگهان آسمان ايران عرصه جولان متجاوزان شد كه مي خواستند قدرت خود را با به خاك و خون كشاندن مردمان بي گناه بروز دهند . قدرتي كه برخاسته از عقده اي عميق بود كه با آرزوهاي بلند پروازانه آميخته شده و به پشتوانه حمايت شياطين ، در خبيث ترين شكل خود ظهور يافت . درست چهار روز پيش از آغاز تهاجم سراسري عراق به مرزهاي ميهنمان بود كه صدام ، سردار سر بر سنگ خورده قادسيه در نطقي راديو – تلويزيوني بي اعتقادي خود نسبت به قرارداد 1975 الجزاير را اعلام كرد و در 28 شهريور ماه همين سال راديو بغداد ، اين گستاخي را نمايانگر قدرتمندي عراق در جهت حاكميت و حيثيت ملي خود قلمداد نمود .

ايران در هنگام شروع جنگ :

در قرارداد 1975 هيچ شرطي براي انقضاء آن پيش بيني و مطرح نشده بود . لذا طبق ماده 56 كنوانسيون وين ، نقض آن غيرقابل توجيه بود. رژيم عراق تهاجم خود را در شرايطي آغاز كرد كه :

1- ايران از داشتن نيروي مسلح منظم و يكپارچه بي بهره بود .

2- اطلاعات مربوط به كليه توانايي هاي نظامي ، موقعيتهاي اقتصادي و استراتژيك ايران در دسترس آمريكائيها بود .

3-  ايران بواسطه طرح ايده هاي انقلابي خودتحت شديدترين بمبارانهاي خبري - تبليغي قرار داشت .

4- حركتهاي تجزيه طلبانه در نقاط مختلف كشور در جريان بود .

5- تربيت يافتگان ودست آموزهاي شياطين بانفوذ درپيكره سياسي كشور مناصب حساس را دراختيار داشتند.

6- ايران به لحاظ حضور در مجامع بين المللي در شرايط مساعدي نبود .

رژيم عراق ، تجاوز خود را به بهانه و ادعاي ارضي آغاز كرد ، اما نتوانست كُنه اهداف خود را از اين اقدام پنهان دارد . چنانچه طه ياسين رمضان معاون وقت نخست وزير اين كشور چندي پس از آغاز جنگ در مصاحبه اي با روزنامه « الثوره » اعتراف كرد :

« اين جنگ به خاطر عهدنامه 1975 يا چند صد كيلومتر خاك و يا نصف اروند رود نيست . اين جنگ به خاطر سرنگوني جمهوري اسلامي ايران تدارك ديده شده است »

ايران تنها و عراق با تمامي دنيا :

دقيقاً در راستاي تأمين اين هدف بود كه رژيمهاي عربي منطقه نيز به تشريك مساعي با صدام پرداختند وگرنه چنانچه هدف تنها تصرف سرزمين بود ، حمايت همه جانبه اين كشورها از متجاوز نمي توانست مبناي منطقي داشته باشد . مجله ژوئن آفريك به تاريخ 9 ژوئن 1982 بود كه خبر مهمي را فاش كرده نوشت :

زمامداران عربستان هنگام استقبال از صدام كه درست 45 روز پيش از شروع جنگ صورت گرفت هديه اي شاهانه به وي دادند و آن هديه ، گزارشي تهيه شده توسط دستگاههاي سري آمريكا بود كه در آن اوضاع اقتصادي ، اجتماعي ، نظامي ايران تشريح و اطلاعات دقيقي درباره وضع ارتش ايران – تعداد قوا ، مواضع و تجهيزات آن ذكر شده است .

اين همكاري رژيمهاي عربي ، در طول سالهاي جنگ نيز ادامه يافت تا جايي كه دولتهاي مرتجع عرب منطقه حتي با متوقف ساختن طرحهاي عمراني خود ، هزينه هاي آن طرحها را به كمك جهت تأمين تسليحاتي عراق اختصاص دادند . درست در همين راستا بود كه در آغاز جنگ پل هوايي بين بغداد با پايتختهاي برخي كشورهاي اروپايي ، غربي و عربي ايجاد شده راههاي ارتباطي و بنادر كشورهاي منطقه در اختيار رژيم صدام قرار گرفت تا روياي هنري كسينجر آمريكايي مبني بر اتمام جنگ حداكثر تا 10 روز تحقق يابد .

در صدركشورهاي حامي متجاوز، دو قدرت غرب و شرق « آمريكا و شوروي » قرار داشتند . پيروزي انقلاب اسلامي بود كه اسباب كاهش قدرت و نفوذ اين كشور در سطح دنيا بخصوص منطقه را فراهم آورد تا جايي كه مركز مطالعات استراتژيك ملي آمريكا در گزارشي حرمت و اعتبار آمريكا را به ظرف چيني تشبيه نمود كه بواسطه پيروزي انقلاب اسلامي در حال شكستن مي باشد . تلاش براي جلوگيري از تحقق اين پيش بيني بود كه آمريكائيها را به واكنشها و اقدامات ديوانه وار وا داشت .

اقدامات آمريكا در دو سطح و با دو هدف صورت مي پذيرفت : هدف اول آن بود تا با مهار انقلاب اسلامي از توسعه پيام انقلاب در سطح دنيا بخصوص كشورهاي منطقه جلوگيري نمايد و در مرحله دوم بر آن بود تا منشأ صدور پيام رهايي بخش از زير يوغ سلطه قدرتها را از ميان بر دارد . اينگونه اقدامات آمريكا از نفوذ در هيئت حاكمه دولت موقت آغاز شده با خلق وقايعي چون حوادث طبس ، كودتاي نوژه و تحريك و ترغيب عراق به آغاز جنگ عليه ايران ادامه يافت و عاقبت به رويارويي علني و مستقيم نظامي با كشورمان كشيده شد .

حمايتهاي امريكا از عراق ، بخصوص پس از عقب نشيني متجاوزين از مواضع اشغالي شكل علني تري به خود گرفت تا جايي كه اين كشور را واداشت روابط خود با  بغداد را ارتقاء داده، عراق را از ليست كشورهاي حامي تروريست حذف نمايد تا بدينوسيله راه براي كمك افزونتر به آن در داخل نيز فراهم تر گردد . بواسطه كمكهاي اطلاعاتي آمريكا به رژيم بعث بود كه برخي از عمليات رزمندگان اسلام همچون « كربلاي 4 » با عدم الفتح مواجه گرديد و با اعمال دخالتها و نفوذ اين قدرت شيطاني در مجامع بين المللي بود كه باعث شد مقاومت ملت ايران در مظلوميتي مضاعف ، ماجراجويي و جنگ طلبي تعبير گردد. محاصره اقتصادي، ممانعت از صدور نفت ايران ، اعطاي وامهاي كلان به عراق از جمله ديگر اقدامات اين كشور در جهت حمايت از رژيم متجاوز بود . اين دخالتها به همين اندازه نيز متوقف نماند ، بلكه در اواخر جنگ تحميلي به رويارويي نظامي مستقيم و انجام اقدامات تروريستي عليه منافع و مقاصد كشورمان منجر گرديد . هدف قرار دادن پايانه هاي نفتي در خليج فارس و انفجار هواپيماي مسافربري كشورمان در تير 67 ، مصداقي از اين بخش از اقدامات آمريكا تلقي مي گردد . شوروي نيز بعنوان يكي از 2 قطب اصلي قدرت آن روز ، گرچه با اردوگاه غرب اختلافاتي داشت ، اما بر سر موضوعاتي همچون صف آرائي در برابر قدرت نوظهوري چون اسلام سياسي ، با آمريكا داراي هدف و حرف مشتركي بود و پيام سياسي– عقيدتي انقلاب اسلامي را چالش در برابر ايدئولوژي كمونيستي خود مي دانست . عراق كه دراردوگاه قدرت شرق قرارداشت براي زمامداران شوروي حائزاهميت فراوان بود.

از اين رو شوروي نيز از ارائه هيچ گونه كمك اطلاعاتي – تسليحاتي به رژيم عراق دريغ ننموده و موشكهاي اسكاد ، تانكهاي 672 ، هواپيماهاي ميگ از جمله كمكهاي اين قدرت ، به رژيم عراق محسوب مي شود . كمكهايي كه در سالهاي پاياني جنگ بخصوص پس از عمليات والفجر 8 شدت گرفته رقم آن به دهها ميليارد دلار رسيد .

افسران عراق ، در روسيه آموزش مربوط به فعاليتهاي شبيميايي را آموختند و مركز تحقيقاتي « ش . م . ر » بغداد با استفاده از متخصصان شيميايي روسي بود كه تشكيل گرديد .

اينها گوشه هايي از مصاديق و اسنادي است كه مي توان به اتكا و استناد به آنها ادعا  نمود جنگي كه در 31 شهريور 59  به ملت ايران تحميل گرديد ، نتيجه يك اجماع جهاني بود كه بر سر اهداف و منافع مشترك خود نموده بودند .

شیخ صفر قاسمی ـ رزمنده ای کوچک از هشت سال دفاع مقدس ـ 29/6/1390

مـنابـع :

1- روز شمار جنگ ايران و عراق – سپاه پاسداران – مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

2- تحليلي بر جنگ تحميلي رژيم عراق عليه جمهوري اسلامي ايران – دفتر حقوقي وزارت امور خارجه – ج . ا . ا

3- انقلاب اسلامي ريشه ها و چالش ها – دكتر حسن روحاني

4- پنج روز پدافند – روايت فتح

5- فرهنگ جبهه  ج 1 و 2 – فهيمي – سروش     

«لطفاً مزاحمت ایجاد نکنیم»

     باسمه تعالی

«لطفاً مزاحمت ایجاد نکنیم»

صدای آزاردهنده ، مخرب و گوش خراش بلندگوهای مراسم جشن عروسی در چند کیلومتری منزل در غروب روز جمعه 18/6/1390 خاطره ای را یه یادم آورد که ضمن بیان آن خاطره یک سفارش اخلاقی و اجتماعی را نیز متذکر می شوم. چند سال قبل در یکی از شب های ماه محرم و در ایام تاسوعای حسینی همراه هیأت عزاداران حسینی (ع) در سطح شهر و از کوچه های پیچ در پیچ به مساجد مختلف می رفتیم و اگر مبالغه نکرده نباشم نیمی از جمعیت در کنار خیابانها و همراه با هیأتهای دیگر مشغول عزاداری بودند. در هنگام عبور از یکی از کوچه ها خانم محترمی از دروازه بیرون آمد و خطاب به بنده گفت: «حاج آقا آیا امام حسین (ع) راضی است این وقت شب با این سرو صدا برای مردم مزاحمت ایجاد کنید. آخه شوهرم مریض است شما را به خدا قدری مراعات کنید.» بسیار متأثر شدم و خجالت کشیدم و از ایشان عذرخواهی کردم و به فکر فرو رفتم و دیگر هیچ وقت شب ها با هیأت عزاداری حرکت نکردم و از آن تاریخ هر جا برای سخنرانی دعوت می شوم به متصدیان امر تذکر می دهم که بلندگوهای بیرون مسجد را قطع کنید تا برای همسایه های مسجد ایجاد مزاحمت نشود. و بارها شاهد تماس های تلفنی و مراجعات حضوری مردم بودم که می گفتند: صدای اذان ، قرآن ، نوحه و سخنرانی، ما را اذیت می کند ، ما بیمار داریم ، اعصاب ما خورد شده ، بچة ما در خواب است و از خواب می پرد و... و بارها شاهد تذکر مسؤولان به هیأت امناء مساجد بودم که برای مردم مزاحمت ایجاد نکنید و بارها نیروی محترم انتظامی به هیأت های عزاداری و هیأت های مذهبی تذکر دادند که از ساعت 12 به بعد عزاداری نکنید ودر صورت مشاهده برخورد خواهیم کرد و...

تا این جای مطلب بسیار عالی و مورد قبول است که نباید بنام دین و تعظیم شعائر مذهبی برای مردم مزاحمت ایجاد کرد و باید در زمان اجرای مراسم بغیر از پخش اذان و اطلاعیه ها بلندگوهای بیرونی مساجد قطع شود و برای احدی نباید مزاحمت ایجاد کرد. حال سؤال این است نصب بلندگوهای بسیار قوی با بردهای چندین کیلومتری و با صدای بسیار وحشتناک و آزار دهنده در مجالس عروسی و جشنهای شادی تا پاسی از شب و حتی بامدادمزاحمت نیست؟! دیگر کسی مریض ندارد؟!دیگر بچه ای در خواب نیست و از خواب نمی پرد؟!چرا مریض دارها ، بچه بخواب کرده ها و اعصاب خورد شده ها معترض نمی شوند و فریاد نمی زنند؟! چرا نیروهای محترم انتظامی تذکر نمی دهند و این بلندگوها را قطع نمی کنند؟! مگر مسلمان نیستیم. ما را چه شده است صدای قرآن و اذان برای بعضی ها آزار دهنده شده است و در مقابل صدای وحشتناک مطربان همراه با فریاد های دختران و پسران و مردان و زنان مختلط در مجالس عروسی، روح نواز و آرامش بخش!! مگر خداوند نفرمود : «آگاه باشید با ذکر خدا دلها آرامش می یابد» با دلهای خود چه کردیم که یاد خدا در آن جایی ندارد و محل امنی شده است برای جولان دادن شیطان.

اگر بنام بزرگداشت و پاسداشت مناسبتهای مذهبی و ملی و و برگزاری مجالس ختم نمی توان آسایش و آرامش مردم را سلب کرد. مگر می توان بنام جشن عروسی با هنجار شکنی های فراوان مردم را بی خواب  و آسایش شان را سلب کرد؟! لطفاً تحت هیچ شرایطی برای دیگران مزاحمت ایجاد نکنیم.

شیخ صفر قاسمی ـ 21 شهریور 1390

 

" کوتاه سخن پیرامون بومی بودن "

باسمه تعالی

" کوتاه سخن پیرامون بومی بودن "

خداوند تبارک و تعالی در آیه 13 از سوره مبارکه حجرات می فرمایند:(ای مردم ما  همه ی  شما را از یک مرد و زن آفریدیم (حضرت آدم و حوا)  و آنگاه شعبه های بسیار و و فِرَق  مختلف گَردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید . بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقوا ترین و پرهیزگارترین  مردمند و خدا ازحال شما کاملا" آگاه است( .. بر اساس این آیه شریفه قرآن ملاک  و معیار برتری " تقوی "  است نه " مسلمانی "و "مومن بودن" اگر انسانی اسلام آورد و مومن شد و در ادامه متقی گردید آنوقت بر دیگران برتری دارد. تقوی همان فضایل و کمالات یک انسان است نماز را بخاطر اسلام و ایمان می خواند ولی اگر دروغ نگوید متقی است.

چه کسی گفته است بومی بودن  تنها ملاک و معیار برتری یک انسان است؟

چرا "بومی بودن" "بومی سازی" و"بومی اندیشید ن" مذ موم شمرده میشود؟.

اگر دوست داشتن وطن  نشانه ایمان است چگونه توصیه به استفاده از سرمایه های ارزشمند انسانی بومی و محلی با حفظ معیارهای الهی و انسانی و ظوابط موجود کفر نامیده میشود ؟ اگر در نوشتار پیشین با عنوان " سخنی با شوراییان شهر مظلوم رامسر" از بومی بودن و توجه  به سرمایه های محلی و بومی سخن به میان آمد به دلیل آنست که :

1-شوراییان شهر ما به مردم فهیم  و نجیب شهر وعده انتخاب شهردار بومی داده بودند.

2-متاسفانه سالهاست به دلایل واهی و پوچ متخصصان بومی مورد بی مهری قرار گرفته اند.

لذا تاکید میشود:

1-  بدنبال ترویج قوم گرایی و بومی گرایی نیستم و به شدت بر شایسته سالاری تاکید می ورزیم و معتقدیم "بومی بودن" شرط لازم  برای مدیریت نیست ولکن شرط کمال میتواند باشد و قطع و یقین یک فضیلت است.

2-به عقیده ما یک مدیر باید "کار بلد"و"پاک" باشد و در شرایط برابر"بومی بودن" یک امتیاز است.

و خلاصه آنکه :

"بومی بودن " "بومی اندیشیدن" و "بومی سازی" نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم خوب است و "بومی گرایی" نیز اگر در مقابل شایسته سالاری  نباشد به عنوان یک امتیاز برتر شناخته میشود. و ما به دنبال این هدف والا هستیم تا سرمایه های این شهر به فراموشی  سپرده نشوند چرا که از قدیم گفته اند:

کس نخارد پشت من            جز ناخن انگشت من

و بومیان و غیر بومیان موظفند در شناسایی ’ جذب و رشد استعدادهای بومی و محلی فارغ از مرزبندی های سیاسی و گروهی بکوشند تا شهری آبادتر و کشوری توسعه یافته تر داشته باشیم و...

شیخ صفر قاسمی  8 شهریور 1390

سخنی با شوراییان شهر مظلوم رامسر ـ«دریای صبر ما لبریز ، لبریز گردید»

«خداوند آگاه است»

سخنی با شوراییان شهر مظلوم رامسر ـ«دریای صبر ما لبریز ، لبریز گردید»

با دورد و احترام به تمامی شما شوراییان و ارادت خاص به بعضی از شما و دست مریزاد به پاس اقداماتی که بر حسب وظیفه انجام دادید. اگر به خاطر داشته باشد در ماه مبارک رمضان سال 1387 نامه ای را با عنوان «شوراییان بیاد بیاورید» برایتان نگاشتم و ظاهراً آزرده خاطرتان کردم و باردیگر اجازه می خواهم در آستانه عید سعید فطر نکاتی را یادآوری نمایم تا شاید در این مقطع حساس و نگران کننده به کار آید:

1ـ بیاد بیاورید در کوران تبلیغات انتخاباتی شوراها چه نویدها و امیدهایی را در دل شهروندان رامسری روشن کردید ، اسلاف خود را متهم به خودخواهی و خودمحوری کردید و با انتقادات آتشین از عدم اعتماد به جوانان و متخصصین بومی فریاد برآوردید و از غیربومیان حاکم انتقاد و مردم شریف شهر را امیدوار ساختید و انتخاب شهردار بومی را در بوق و کرنا کردید. و حال سؤال مردم این شهر این است ، شهرداران انتخابی شما ، آقایان قربانی ، مرادی و انصاری در کدام محله رامسر زاده شدند و در کدام نقطه این شهر زندگی می کردند؟ مردم این شهر همواره از مدیران نا کارآمد غیر بومی و عدم توجه به سرمایه های انسانی بومی می نالند. شما که نمایندگان این مردم هستید و با شعار انتخاب شهردار بومی آراء مردم را جمع کردید چگونه به خود اجازه می دهید فرزندان شایسته و لایق این شهر را بازی دهید و سپس افراد غیر بومی را برای تصدی پست شهرداری برمی گزینید؟

2ـ شماها در مورد این مردم چه فکر می کنید؟ اگر مردم چیزی نمی گویند معنایش این نیست که متوجه نیستند بلکه به شما اعتماد کردند و متأسفانه بعضی از شماها در بسیاری از موارد به این اعتماد مردم خیانت کردید. مردم شریف و فهیم شهر ما در آینده ای نه چندان دور از شما خواهند پرسید چرا با رفتارهای ناصواب خود فرصت توسعه و آبادانی شهر را گرفتید؟ و شما برای این پرسش مردم چه پاسخی دارید؟

3ـ پیگیری شبانه روزی آسفالت کوچه ها و تعریض پیاده روهای«رضی محله» ، «لات محله» ، «توساسان» ، «ابریشم محله» و «منطقه فرودگاه» خوب است ولی رامسر از زخم های فراوانی رنج می برد و مردم این شهر شما ها را برای درمان زخم های کهنة شهر انتخاب کردند و متأسفانه شماها عمدتاً به کارهای روزمرّه مشغول هستید و بعضاً با خود محوری کار غیر شورایی می کنید و همدیگر را هم تحمل نمی کنید و کوچکترین انتقاد را هم بر نمی تابید و منتقد را مخالف یا مزاحم می پندارید.

4ـ چرا فکر می کنید عقل کل هستید؟ چرا دایرة مشاوران خود را گسترش نمی دهیدو از مشورت واهمه دارید؟ چرا در تصمیمات خود با نخبگان و فعّالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نهاد های مدنی و سازمان های مردم نهاد و افراد امین ، دلسوز ، متخصص و بی نظر در خصوص رامسر و نیازهای آن مشورت نمی کنید؟!

5ـ مهندس «قربانی» را قربانی کردید؟ با انتخاب آقای  «مرادی» به مرادتان نرسیدید! برای انصاری نیز از آغاز «نصری» نبوده است و آگاهان می گفتند حاج رحمن ، «انصار» این شهر نخواهد شد. او که 20 سال پیش شهردار رامسر بود و بعد از آن عهده دار شهرداری شهر های بزرگی همچون آمل ، قزوین و قم و ... چرا دیگر شهردار نیست و یک کارشناس ساده در استانداری است ، آیا هیچ فکر کردید چرا این چنین شده است؟!!

6ـ متأسفانه یا خوشبختانه ، بخت با شما یار بود و مدت2 سال بر دوران فعالیت درخشان!! شما بدون اجازه مردم افزوده شد ولکن برای بعضی از شماها ظاهراً زمان اصلاً مهم نیست و بر سر انتخاب یک شهردار و حواشی بسیار پوچ پیرامون آن با ارسال پیامک، مصاحبه و گفتگو ماه ها فرصت سوزی می فرمایید و به هیچ یک از وعده های انتخاباتی خود پای بند نیستید.

7ـ شهرداری یک نهاد تخصصی خدماتی و اجتماعی است مردم شهر انتظار دارند مدیریت این مرکز حساس و تأثیرگذار را به چهره ای کارآزموده ، آگاه ، کاربلد ، پاک و بومی بسپارید و همگی از وی حمایت کنید و از مانع تراشی ها دست بردارید و بازی های سیاسی را کناربگذارید که شورای شهر و شهرداری  جای سیاسی کاری نیست و دیگر آزمون و خطا پذیرفته نیست ، چرا فرایند تلخ و زجرآور انتخاب شهرداران اول و دوم و حتی سوم برای شما درس عبرت نشد ؟ چرا رفتارهای ناپخته و بهانه های بنی اسرائیلی و فرافکنی بعضی از شما رنگی از پختگی و  نجابت به خود نمی گیرد؟ به خود بیایید و فرصت ها را غنیمت بشمارید هوای نفس را بکشید و کار امروز را به فردا نسپارید که «فردا خیلی دیر است»

شیخ صفر قاسمی ـ 5 شهریور 1390

 

 

 

شهیدان صدق و رجاء و ضرورت پاسداشت حادثه هشتم شهریور

«باسمه تعالی»

شهیدان صدق و رجاء و ضرورت پاسداشت حادثه هشتم شهریور    

در هشتمین روز از شهریور سال 1360 مطابق با 1402 هجری قمری و 1981 میلادی با انفجار عجیبی که توسط گروهک معاند منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در دفتر مرکزی نخست وزیر کار گذاشته بود ، محمدعلی رجایی رییس جمهور و دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر وقت به شهادت رسیدند.

حادثه ای اگرچه تلخ ، اما خود نقطه ای عطف شد که موجب وفاق ملت ، تحکیم نظام و تسریع در نابودی پایگاه داخلی منافقین گردید. با نگاه به زندگی  و سیره شهیدان با هنر و رجایی ، آنچه نمود عینی و واقعی دارد شایستگی آن دو عزیز برای خوانده شدن به عنوان کارگزاران نظام علوی است. نظامی که کارگزارانش ، متقی ، ساده زیست برآمده  از مردم و خدمتگزار بی شائبة همة توده های اجتماعی اند.

شهیدان رجایی و باهنر تقوی و ساده زیستی ، صداقت ، مردم سالاری و دانایی با پیروی از ولایت امر مسلمین آمیخته بودند و تبدیل به چهره های مثال زدنی در عرصه خدمت و خدمتگزاری شدند. آنچنان که دشمنان انقلاب نیز هیچ گاه نتوانستند نکته ای در فقدان پایگاه مردمی این دو شهید به سخن آورند و نقش مؤثر آنان در معرفی چهره خدوم انقلاب از نظرها پنهان سازند و شاید یکی از عمده دلایل به شهادت رساندن این دو یار امت و امام و کینه دشمنان نسبت بدانها در همین باشد.

بی شک حادثه هشتم شهریور و شهادت دو یار خدوم انقلاب و مردم از جمله وقایع و مناسبتهایی است که هیچگاه از خاطر و اذهان ایرانیان ، زدودنی نیست. اما این واقعیت مانع از بزرگداشت و پاسداشت هشتم شهریور تلقی نمی شود زیرا که :

الف ) شهیدان رجایی و باهنر سالها در راه گسترش فرهنگ اسلامی و استقرار حاکمیت دین الهی ، مجاهدت و فداکاری نمودند. در قبال اینان ، اولین وظیفه هر شهروند مسلمان و بیدار دلی ، رعایت تواضع و قدردانی از مقام معنوی آن شهیدان است که به سهم خود نهال انقلاب اسلامی را آبیاری نمودند.

ب) فرهنگ شهادت ، ایجاد و تداوم حیات نهضت اسلامی را از صدر تا امروز ، تضمین نموده است و اگر نبود فروغ فرهنگ شهادت ، شاید دیر زمانی بود که از اسلام ناب محمدی (ص) جز نامی باقی نمی ماند از جمله طرق تأکید بر این فرهنگ و گسترش و نهادینه سازی آن در جامعه و یادکرد از شهیدان والامقام است که تمام لحظات زندگی آنان درس و خداخواهی و اخلاص است.

ج) گفتیم که شهیدان رجایی و باهنر اسوه ای از کارگزاران نظام علوی به شمار می آیند. «یاد نمود» کارگزاران نمونه ـ رجایی و با هنرـ که عمری در جهت احیاء نظام علوی از جان کوشیدند. فرا خوانی است خطاب به کارگزاران نظام دینی ـ علوی در الگوگیری از اسوه های مسلم تا بدین گونه نظام دینی از مسیر پرفروغ عدالت و معنویت خروج نیابد و امور در جهت صلاح وفلاح هدایت شود.

د) رجایی و با هنر به شیوه ای نا جوانمردانه به شهادت رسیدند. جرم آنان تلاش در راه برقراری و تداوم حاکمیت اسلامی و خدمت به مردم بود. یادآوری فاجعه هشتم شهریور که به گونه ای حجاب را بیش از پیش از رخ نفاق به کنار زد ، از سویی تأکید بر خطر نفاق در جامعه اسلامی است و از دیگر سو اشاره ای است به ماهیت پلید منافقین که هدفشان ، وسیله را توجیه می کند حتی اگر آن وسیله ترور افرادی بی گناه و خدوم باشد.

حیات 33 ساله انقلاب اسلامی بخوبی به اثبات رساند که خون «باهنر ها ، و رجایی ها» پر ثمر بوده است و اگر نبودند چنین اسوه هایی درخشان و اگر نبودند مردم قدرشناس ایران ، شاید حجم سنگین توطئه شیاطین دیر زمانی بود که فروغ انقلاب 57 را به خاموشی رسانده بود.

پیمایش راه آن شهیدان صدق و رجاء را برخود لازم می دانیم و بر روح بلند و عرشی آنان درود می فرستیم.

  شیخ صفر قاسمی ـ شهریور 1390